پرتره ونسان ون گوگ

 

 

(بیوگرافی)

 

نام وَنسان وَن گوگ یا فینسِنت ویلم فان خوخ یا وینست ونگوگ  (به هلندی: Vincent Willem van Gogh)

متولد ۳۰ مارس سال ۱۸۵۳

در زوندِرت در استان برابانت  هلند

 

رشته ی هنری نقاشی طراحی و چاپ

جنبش پسا دریافتگری

سال خلق اثر شب پر ستاره   1889 

تکنیک رنگ روغن

اندازه نقاشی 73 در 92 

مالک کنونی موزه هنر مدرن نیویورک

آثار برجسته( سیب زمینی خورها . شب پر ستاره- گل های آفتاب گردان _ تراس کافه در شب_  درختان زیتون)

درگذشت  ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰ در شهر در شهر "اور سور اواز" در فرانسه

 

مقبره ونسان ون گوگ و برادرش تئو

 

 

ونگوگ یکی از بزرگترین نوابغ نقاشی جهان در سال 1853 در هلند به دنیا امد

در طول عمر خود فردی ناشناخته بود

ونگوگ نقاشی را در سن بیست و هفت سالگی شروع کرد

در طول ده سال تمام شاهکارهایش را خلق کرد

از معروفترین انها شب پر ستاره است

بیشتر نقاشی های ونگوگ در دو سال آخر عمرش کشیده شده است

 

او یک نقاش اکسپرسیونیست بود

ونگوگ در سال 1890 در سی و هفت سالگی در گذشت

او در 60 روز آخر زندگیش 90 نقاشی کشید

سرانجام در 29  ژوئیه بر اثر شلیک گلوله ای به شکمش زخمی شده و در یک مهمان خانه از دنیا رفت

شب پر ستاره ونگوگ از معروفترین نقاشی های جهان است

این نقاشی از نمادهای هنر مدرن اروپا به شمار میرود 

جالب است که ونگوگ این نقاشی را در سن 36  سالگی زمانی که در بیمارستان روانی بستری بود نقاشی کرد 

 

 

 

نقد پژوهشی

این گونه از نقد هنری ابتدا تمام عناصر، سازه‌ها، فرم، ترکیب بندی، ساختار و رنگ را به دقت تجزیه و تحلیل می‌کند، سپس با تعبیر و تفسیر نماد‌ها و نشانه‌ها، به محتوا و درونه اثر می‌پردازد و دست آخر جایگاه اثر را در سلسله مراتب و رده بندی‌های تاریخ هنر مشخص می‌کند. نقد پژوهشی، در مورد هنرمندان زنده نقش قضاوت تاریخ را ایفا می کندو درمورد هنرمندان گذشته، شکلی از بازنگری در قضاوت‌های تاریخی را به خود می‌گیرد.

 

 

چکیده:

هیج طبیعتی نمی‌توانست در برابر این کشش عاطفی و عصبی که هر لحظه آماده پاره شدن بود مقاومت ورزد. همان احساسی که وان گوگ در نامه‌هایش داشته، تا حد زیادی روشنگر محتوای آثار اوست و خوب می‌نماید که چرا این نقاش بی سر و سامان هلندی توانسته است تا این پایه در دوران بعد از خود، در سراسر دنیا نفوذ بگذارد؛ زندگی‌اش نه کمتر از اثرش بود

 

مقدمه

نقاشی وان گوگ بیان کنندة عمیق انسانیت انسان است؛ بی هیچ خود نمائی، بی هیچ منت گذاردن، با کمال خضوع و بی لحظه‌ای آرام گرفتن. و خود اعلام می‌دارد که در عین رنج، لذتی وصف ناپذیر از آن می‌برده و در واقع محکوم به این لذت و این رنج هر دو بوده. جز این کاری نمی‌توانسته است بکند

مانند کشتی‌های مغناطیس زده می‌بایست تا به کوه بربخورد.

عناصر درونی و کیفیت بصری :

عناصر درونی:درخت -ستارگان-ماه خورشید گونه-برج کلیسا-خانه های کوچک-پنجره های خانه-بوته-آسمان

خط: بوسیله ی حرکت بوجود امده و از تنوع بیشماری برخوردار است .قدرت بیان این اثر  یکی  از شاخص ترین

ویژه گیهای ان میباشد و دارای کیفیت بیانی و حرکتی میباشد

در این اثر ونگوگ با استفاده از عناصر خط به بیان احساسات و افکار درون خود پرداخته است

در این اثر حالت خطوط عصبی ؛بر اشفته و برانگیخته است و برای توصیف ذهن از خطوط منقطع زیاد استفاده شده است

خط ها به جهتهای مختلف افقی ؛عمودی و اریب کشیده شده اند

خطوط در این اثر به صورتهای راست ؛منحنی و شکسته وجود دارد

کیفیت خطوط بیان های مختلفی را ایجاد کرده است مثل تنوع و تاکید

خط در این اثر ایجاد تاریکی و روشنایی کرده است و بافتهای متنوعی را ایجاد کرده است

خطوط پیچان و منقطع و رنگارنگ وجه مشخصه ی آثار ونگوگ است

 

نقطه:

هنرمند به کمک نقطه و تغییر اندازه و تکرار آن کل اثر را بوجود آورده است و تمام شکل ها و رنگ ها و سایه ها از نقاط بوجود آمده اند

 سطح : هنرمند در شب پر ستاره سعی کرده است درخشش ستارگان را در بازی با رنگ های متضاد با حجم های مختلف در سطح کار ایجاد کند .فضای تیره نیمه بالایی اثرچشم را ناخوداگاه به سمت منبع نور هدایت میکند.رنگ ابی غالب در بزرگ نمایی فضای سیاه و تیره شهر را دارد و رنگ تیره  شهر و نور زرد رنگ فضا آسمان را به چشم می نشاند

 بافت:

اسمان و درخت = آسمان بافتی ضربتی ولی نرم دارد اما درخت بافت زبر و خشن دارد

بافتها به راحتی به چشم میخورند هم بافتهای نرم و هم بافتهای زبر

بیشتر بافتها شاید بر اساس خیال شکل گرفته اند اما قابل لمس و واقعی هستند

 

 

نوع ترکیب:

 

ترکیب امواج به دو گونه معرفی می شود.

 

نخست : ترکیبی که مصرف التهاب و اضطراب درون است. مثل اثار ون گوگ و دیگری ترکیب های مواجی است به تنظیم موزون و حساب شده.

 

کنتراست

نور زیاد به کار رفته است و اغراق شده اند شبیه سبک آبستره

از لحاظ تاثیر بصری خیلی مورد توجه قرار میگیرند و از لحاظ حالت کاری میتوان گفت یک حالت حسی و درونی دارد شبیهحس واقعیه خالق اثر

 نقاش برای ویژه بودن و تمرکز از رنگ و نور زیاد  استفاده کرده است

 

ترکیب بندی

تمام سازمان بندی تابلو تعادل –تضاد –تکرار و ریتم روان  در نقاشی بصورت آگاهانه صورت گرفته است

به نظر می آید نقاش این تابلو را با عجله و به سرعت کشیده است

تصویرهایی که در این اثر دیده میشود مانند آسمان-ماه و ستاره-درخت-خانه –برج کلیسا.

دورگیری تصاویر با هاله های زرد دورگیری شده اند

المان عمودی سمت چپ تابلو که به نظر من نمای اغراق شده  ی یک درخت است به خوبی توانسته پرسپکتیو را القا کند

در مکتب امپرسیونیسم بیشتر از انکه به تناسب سوژه ها اهمیت بدهید روی انتقال نور و حس درک نور بهنوان مبنای رنگ تاکید میشه

عناصر بیرونی

نقاشی شب پر ستاره ی  ونگوگ  یکی از نمادهای  هنر مدرن اروپا به شمار میرود

هنرمند در این اثر احساسات و هیجانات درونی خود را بیان میکند

یک نوع احساس انزوا در اثر دیده میشود

درخت سرو بدلیل رنگ تیره و شوم خود متضاد با ستاره های درخشان موجود در نقاشی بسیار مبهم است

 

تجزیه و تحلیل رنگ

از رنگ به صورت آزادانه استفاده شده است

از رنگ آبی و زرد بیشتر استفاده شده است.

رنگ ابی که در اسمان به کار رفته رنگ پاکی و خلوص است و رنگ زرد رنگ روشنایی و انرژی میباشد

ولی در این اثر رنگ زرد بیشتر رنج و درد را القا میکند

 

تجزیه و تحلیل اشکال

شکلها بیشتر توسط ضربان قلمو و خطوط ساخته شده اند و خطوط بیشتر پیچیده و خمیده و پیچان هستند که توسط هاشور قلمو و رنگ  شکل گرفته اند

در قسمت تاکید اثر درخت خطوط برجسته و برج کلیسا به نمایش در آمده است

تحلیل عناصر شب پر ستاره

 آسمان درشبی پوشیده شده با ابرهایی چرخان و ستارگان درخشان و هلال درخشان ماه پس زمینه ی رویایی گونه این اثر را تشکیل میدهد اما به سادگی میتوان با انها رابطه بر قرار کرد

این اسمان چشم مخاطب را روی تابلو در تعقیب خطوط خمیده ش به حرکت در می آورد و دیدی نقطه به نقطه با ستارگان بوجود می آورد

 

توصیف – تحلیل- ارزیابی

در این اثر عالم بالا و عالم زیر هم وجود دارد

ضربات محکم قلمو بر روی بوم  دیده میشود

از یازده ستاره استفاده شده به صورت پراکنده

این ستاره ها در آسمان شبیه چراغهایی شده اند که میدرخشند ولی در اندازه های متفاوت

حال سوال اینجاست –چرا یازده ستاره؟  شاید گذشته ای دارد برای خالق اثر که بر ما پوشیده است

هلال ماه در گوشه ی تصویر و هاله ی زرد رنگ دور ماه بیشتر در اسمان جلوه میکند که آن را شبیه خورشید تابان هم می توان تصور کرد.

درختی که باخطوط زبرو خشن و پیجیده درهم که دارد این جور احساس می شود که که باید شخصیت خود ونگوک باشد.

 از رنگ زرد همه جا نماد نور وانرزی وبخشش است ولی تو این اثر نماد رنج ودرد و جدایی را به نمایش گذاشته که نشان حال روحی خالق اثر دارد. رنگ شب  در همه جا تیره وسیاه است ولی در این اثر رنگ ابی اسمان که با ضربات  محکم قلمو روی بوم است و یک نوع خود درگیری احساس میشه و این احساس به شخص دست میدهد که خالق اثر از حالات درونی خودش کشیده

و خانه های ریز کوچک  در پایین صفحه نقش بسته که نشان از غیر مادی بودن خالق است

 در قسمت پایین خط افق شهر کوچکی دیده میشود که یک نوع آرامش در ساختمانهایش موج میزند

رنگ تیره خانه ها با پنجره های روشن.برج بلند کلیسا در کنار ساختمانهای کوچیکتر .یه جورایی حس مقایسه  زمین با ثبات و بلندای خدایی گری را به تصویر کشیده است

در سمت چپ اثر ترکیب بزرگ تاریکی و ابهام دیده میشود به صورتی که ذهن بیننده را بهم میریزد

حسها از کوه تا بوته ی بزرگ و پر شاخ و برگ متفاوت است و این حس را به مخاطب واگذار می کند که چطور رفتار کند.استفاده از رنگ های شدید به عنوان جنبش روح آدمی یه جورایی می خواد احساس مخاط را به چالش بکشد.این اثر با رنگ روغن کار شده ولی احساس پاستل را القا می کند.رنگ های درهم تنیده شبیه موج هستند که شبیه یک ذهن پر مشغله و یک ذهن درگیر عواطف همچنین احساسی.یک نوع غرق شدگی در اثر به بیننده القا می کند.یک نوع فراز و نشیب روحی و زندگی. آسمان شب ونگوگ بیشتر شبیه یک دریای پرتلاطم طوفانی و پرامواج است.اگر  بخواهیم از کنایه یا استعاره  استفاده کنیم مانند  یک ذهن طوفانی و آشفته .

رودخانه ای که در کنار خانه های کوچک است زیاد به چشم نمی یاد بخاطر رنگ های تیره در اثر.انگار جریانی در رود وجود ندارد.بیشتر خشم و غضب ولی درکنارش محکم بودن و استواری را میشه حس کرد.اثر شب پر ستاره بیشتر شبیه اقیانوس آشفته ای است که قرار ندارد.ولی از درک درست رنگ و قدرت بصری این اثر نمایانگر یک تفکر و تخیل ذهنی عالی است.ونگوگ آسمان شب را ساده ندید یعنیبه طور طبیعی بهش نپرداخت فرا طبیعی بهش نگاه کرد.آسمانی سرشار از ستارگان پیچان و کهکشانهای در حال انفجار دید.رنگ را خیلی آزادانه به کار برد خود را محدود رنگ نکرد.هماهنگی در طبیعت به چشم نمی خورد در این آثار.کلاً طبیعت دگرگون شده را ما می بینیم.یه جور تخیل بوده در اثر.یک نوع شکست مادی و عاطفی و احساسی انگار جسم خالق را درگیر کرده یک نوع ناامیدی و تنش را به نمایش گذاشته .

خورشید و ماه و ستاره شاید نماد اعتقادی باشد

  ونگوگ چراغ ها و ستاره ها همه را به صورت مه آلود با هاله ای به دور خود به نمایش گذاشته.شاید نوعی حبس شدن یا نشان منزوی و محبوس بودن در خود باشد. بگراند این اثر شبیه رویاست.*** به صورت اغراق شده به نمایش گذاشته شدند خطوط خمیده و پیچیده چشم بیننده را به حرکت در می آورد.یک نوع تصاویر انتزاعی را به تصویر کشید.

درخت طوری به تصویر کشیده شده است که انگار دارد از دل زمین بیرون می آید که دارد خود را از زمین آزاد می کند.

ون گوگ در این اثر آسمان را آنگونه نمی بیند که ما به هنگام نگريستن به آسمان شبانگاهي مي بينيم بلکه او آسمان بي کرانه را سرشار از ستارگان پيچان و منفجر شده  و کهکشان هایی از ستارگان می بیند .هنرمند در اينجا به دنبال هماهنگي طبيعت نمي گردد يا آن را تجزيه نمي کند، بلکه با افکندن منظره اي سراپا شخصي بر عرصه طبيعت، آن را دگرگون مي کند.

ونگوگ در واقع در این آثار به عنوان وسیله ای برای انتقال باورهایش استفاده کرده و تاثیر بخشی احساسی عاطفی هدف نهایی در کارهایش می باشد برای او وجود یک خورشید کم بعد او می گوید آخر ستارگان نیز از قماش خورشیدند در این صورت اگر همه ی آنها به زمین نزدیک شوند نور و گرما به چه خواهد رسید؟

ویژگی های فرمی این اثر در راستای این کارکرد قرار دارند. در مورد کنتراست ها تمامی هیجانات فزاینده به واسطه دینامیک خطوط و با رنگ گذاری در طرح ها حاصل می شود. او شب را سیاه ندیده، بلکه شب مجموعه ای از رنگ های سبز، آبی و زرد است و این گردش رنگ در آسمان تجلی حرکت و نیرو ست. این رنگ ها در عین ثابت بودن روی تابلو در حرکت چشم گویی بر هم می لغزند و توهمی از حرکت دایمی ایجاد می کنند. دراین گردش رنگ ها، ستارگان نیز بر طاق آسمان در حرکتند. هرکدام از این ستارگان که نقطه مرکزی آنها محور گردش رنگ ها شده است می توانند یک یک مرکز عالم و کائنات باشند.

نوک منار کلیسا در میانه تصویر، شیروانی خانه های شهر و خود درخت که فلش وار جهت بالا را نشان می دهند، اهمیت دادن به آسمان شب را تأیید می کند چرا که بخش بسیاری از تابلو را آسمان پوشانده است.

ون گوگ شهر را نه در پیش زمینه ای نه با منحنی های موجود در بالا بلکه با ضربه های افقی و متمایز و کوتاه ساخته شده و با خط های راست و شکسته نشان داده شده است. روشناییهای زرد و  کوچک ساختمان ها برخلاف ستارگان در بالا همه مربع یا مستطیل هستند. درمیان آسمان ستاره ها به شکل دایره هایی ترسیم شده اند. نواری از رنگ، آسمان را از زمین جدا می سازد و تمامی آسمان با خطوط  مورب و منحنی وار پوشیده شده است. مرکز زرد ستاره ها با نور احاطه شده است و رنگ آبی تیره ی آسمان بر درخشش آنها می افزاید. دو ستاره دنباله وار در میان آسمان همچون چلیپایی به یکدیگر می پیوندند؛ همچون دو مارپیچ در یکدیگر می پیچند و به درون هم فرو می روند. در سمت راست تابلو، ستاره ای آنچنان بزرگ نقاشی شده است که به خورشید می ماند و در مرکز این خورشید هلالی از ماه به رنگ نارنجی ترسیم شده است.رنگ زرد و طلایی در زمینه رنگ های سرد آسمان در ماه و ستارگان تکرار شده است و به همین ترتیب در روشنی نورهای پنجره های خانه ها نیز وجود دارد و بدین گونه در زمینه رنگهای سرد تابلو، فضای شهر را با فضای ستارگان آسمان مرتبط می سازد. یا نوک منار کلیسا که از تپه گذشته و به آسمان رسیده و یا درخت که فضای زمینی را به آسمان پیوند داده، دو بخش تصویر را به هم مرتبط می کند.

با توجه به ویژگی های فرمی ای که در بالا ذکر شد است. در این اثر او معنای سبک در نهایت تکامل خود ظاهر می شود، یعنی تطابق مشخص ریتم های خطی که در خدمت نمایش ریتم های درونی اند. وان گوک نقاشی سوبژکتیو است. در تابلوی وان گوک اشیایی که روی سطح پدید آمده اند دارای معنای ماورایی هستند و در تجربه جدید بیننده از شکلها، تخیل او را برای جستجوی بیشتر در طبیعت و جهان بارور می کنند. این برخورد پر از تخیل در نگاه به اشکال، خصلت رومانتیک وان گوک را افزایش داده است. در کار وان گوک رنگ ها هنگامی که در کنار هم به گونه ای مکمل قرار می گیرند، هریک به واسطه ی دیگری هویتی جدید می یابند. رنگ ها در یکدیگر در نمی آمیزند بلکه در یک رابطه مجاورتی یا به عبارت دیگر همجواری کلیتی از یک فضا و شکل را ایجاد می کنند. و این نشانه تأثیر امپرسیونیسم بر وان گوک است. اما او از تجربه های امپرسیونیستی نیز می گذرد، تا به نوع بیان خاص خود برسد. او نشان داد که صورت نوینی از اکسپرسیونیسم می تواند وجود داشته باشد که نه تنها بر پایه مشاهده عینی زندگی، بلکه بر نوآوری های جسورانه در شکل و رنگ استوار باشد. «او از طریق ریتم خطوط شکلساز، جوهر طبیعت و نیروی پوینده اشیاء را آشکار می سازد و با استفاده از آنها گویی حوزه جاذبه و دافعه ای میان اشیاء پدید می آورد که منجر به تغییر شکل شان می شود. در واقع برای نقاشی چون وان گوک مکاشفه طبیعت مستلزم نوعی کژنمایی است. او در این اثر از روش ژرفانمایی جوی عدول کرده و براساس طنین و کیفیت رنگ و صرفاٌ با رنگ گزینی خاص فضا را به طریقی جدید القا می کند.

در چنین حالتی، شاخص یعنی اثر هنری نشانه محکمی از اجرای خلاق هنرمند است. ویژگی های فرمی ای که درباره اثر شب پرستاره مطرح شد از جمله: تاش های رنگی، تحرک خطوط، گردش رنگ ها و ... نشان دهنده عاملیت و حضور نقاش در این اثر استوان گوک این اثر را تحت تأثیر هیجانات و احساسات و روحیه مذهبی خود خلق کرده است و در واقع این موارد سر نمون است برای فرمهایی که در این اثر ایجاد ایجاده شده و می توان گفت که ریتم های خطی تحت تأثیر ریتم های درونی هنرمند است.

عده ای از منتقدان معتقدند که 11 ستاره پرده نقاشی و ماه اشاره به اعتقادات مذهبی ون گوگ در دوران جوانی دارد. در قطعه ای از تورات (ابتدای داستان حضرت یوسف) داریم: و او رویایی دیگر دید و برای برادرانش نقل کرد و گفت بنگرید که من باز رویایی دیدم و آنگاه خورشید و ماه و یازده ستاره به من سجده کردند. ترکیب دو رنگ زرد، رنگ مورد علاقه ون گوگ، و آبی تیره آسمان و رودخانه تقریباً به گونه شب پرستاره رعایت شده است. زرد رنگی است که اگر تصوری از غم داشته باشد، احساس بیننده را نسبت به اثر به شدت متلاطم می کند و برای او یادآور گازها سمی می شود، در آثار ون گوگ چراغ ها و ستاره ها همه به همین حالت مه آلود، با هاله ای به دور خود ترسیم شده اند.

تحلیل و ارزیابی

تصاویر رویایی ملهم از روحیه ای مذهبی است، نمودار آسمان شبی تبدیل به احسن گشته از دیدگاه وان گوگ است. در آن جا او بازتاب روشنایی های شهر در آب و دو دلداده در پیش زمینه را به افسون ستارگان خرد افزود. افزون بر این او به کشیدن تصویری از شب پرستاره گروهی از موجودات زنده جمع ما نیز اندیشید.

هنگامی که او در سن رمی پس از یک دوره بحران و اوهام مذهبی به این موضوع باز می گردد، فشار احساسات با گرایش ها و درونمایه پنهانش بر دیوارهای دنیای مرئی وارد می شود و موجب فرافکنی های شگفت انگیز می گردد: سحابی چنبری مارپیچ بزرگ و یازده ستاره گزاف و یک ماه نارنجی باور ناپذیر با نوری میان هلالش که شاید خاطره مغشوشی از یاک ماه گرفتگی باشد (چنان که او به نقل از ویکتور هوگو نوشت: «خداوند یک فانوس دریایی است که در خسوف است») یا شاید تلاشی برای یکی کردن ماه و خروشید. سروهای شعله شکل غول پیکر نیز که بدل عمودی زمینی تیره رنگ سحابی اژدها گونند، ممکن است اختراعی باشند که از منظره های دیگر به این جا آورده شده و نماد گنگی از تکاپوی انسان باشند. کار روی هم رفته صراحت و قدرت خود را مدیون جریان سیل آسا و خودجوش ضربه های قلم مو و رهایی احساس در مسیرهای پهناور است. هر جسم و هر قسمت، راستا وآهنگ خود را دارد، که به پویایی سرتاسر کار کمک می کند. وان گوگ منفعلانه تسلیم رویای هیجان انگیز خود نمی گردد می تواند به عنوان یک هنرمند از کار فاصله بگیرد و تقطیعی جستجو کند که بار عاطفی را با گذاشتن عناصر متضادی در برابر آثار آشکار آن دوچندان سازد. از این رو شهر در پیش زمینه نه با منحنی های چیره در بالا بلکه با ضربه های افقی و متایز و کوتاه ساخته می شود. خط های راست و شکسته آن تصحیح شده طرح اولیه ای است که در آن این ساختمان ها نیز مانند بقیه فضا دارای شکل های موجی لرزان بودند. روشنایی های زرد کوچک ساختمان ها برخلاف ستارگان در بالا همه مربع یا مستطیل شکل اند. منار نازک کلیسا که نوکش افق را می شکافد همچنان که نوک درخت سرو سحابی را قطع می کند افزوده دیگری بود که جانشین چند سرو زائدی شد که علاقه به درخت های مسلط را نشان می دادند.

 

 

ون گوگ برای کشیدن شب پرستاره، برفراز رودخانه رون ایستاد تا برای چراغ‌هایی که دردوردست وجود داشت، نورکافی فراهم کند. دارای رنگ‌های زنده و ضربه‌های قلم پهن و ریتم داری است که بعد‌ها علامت مشخصه او شدند. این اثر به دلیل دارا بودن صراحت فرم‌، استحکام ساختار و با تاکید بر بیان درونی به مددِ رنگ و شکل از طبیعت‌گرائی امپرسیونیسم فراتر رفته و راه‌هایی برای تحوّل نقّاشی بعد ازخودش بوده است.

با دیدنِ تابلویِ شبِ پر‌ستاره در وهله اوّل به نظر می‌رسد که رنگ‌ها به میل خودشان روی بوم قرارگرفته‌اند. کل تابلو با موجی از انرژی به‌ دور خود پیچیده است و شب‌های پرستارهء معمولی که ما می‌شناسیم بسیارفاصله دارد. درگوشه‌ایی از این تابلو ماه همانند خورشید آتشین است. آسمان پرستاره شکل پیچانی را به خود گرفته است که تصوّرمی‌شود به‌ خاطر توانِ نورِ درونیِ خود پیچان شده واین چنین حرکت تند به‌ خود گرفته است. گرچه مرکز این آسمان پرحرکت به خود پیچیده است ولی نمی‌توانیم آن را ‌همان ‌طورکه تصوّر می‌رود ابر یا ستاره دنباله‌دار و یا حتّی راه شیری بنامیم. چنین آسمانی با چنین فرمی در واقع مثل یک فرم طبیعی نیاز به توضیح ندارد. این منظره یک منظره اکسپرسیوی و ابداعی است و از آن آسمانی که موجب الهام شده است کاملاً فاصله گرفته است.

حرکت مارپیچی و هجوم بُرنده این راه شیری موجود در تابلو به‌ وسیله درختِ سروی که از زمینه جلو سر برآورده بار دیگر رو به سمت بالا تکرارشده است و درخت‌ها چنان هستند که گویی خود را دارند از زمین آزاد می‌کنند. در پشتِ این درخت‌ها مزارع و تپّه‌های ییلاق، دراطراف عناصر آرام کمپوزیسیون، یعنی برج کلیسا و خانه‌هایِ کوچک با پنجره‌های زرد و روشن موج می‌زنند.

این حقیقت که ما درتابلویِ شبِ پرستاره چنین فوریت و سرعتی را احساس می‌کنیم، به‌ واسطه وجود استعداد ون‌گوگ در بیان احساس است. مام سازمان‌ بندیِ تابلو، تعادل، تضاد، تکرار و ریتم روان آن البتّه از جانب نقاش کاملاً آگاهانه صورت گرفته است. و یا احتمالاً این تابلو را به سرعت کشیده است. این امر به قدری آشکار است که به سختی می‌توان باورکرد روی قسمتی از آن دوباره کارکرده است، ولی کمپوزیسون آن بقدری ماهرانه است که نمی‌توان باورکردکه آن تصادفی است و یا به اوالهام شده است.

بين ريتم چشم نواز با چرخش نور ستارگان در آسمان بوجود آمده است وانتقال انرژى آشفته از جهان به آرامش شب را نشان مى دهد. در يونان باستان ، پيروان فيثاغورث درحوزه موسيقى معتقد بودند كه هر سياره در منظومه شمسى صدايى ساطع مى شود و همه با هم هماهنگ يك نواى آسمانى را بوجود مى آورند. ون گوگ با اين تفسير مى خواهد اوج موسيقى و قدرت عظيم طبيعت را كه حاكم بر اين تپه ها، درختان و روستا است به تصويربكشد . امروزه در زندگى شهرى وجود نورهاى تجارى و آلودگى هاى نور ، درك قدرت و زيبايى نور ستارگان در شب را تحت الشعاع قرار داده اند و حتى در شب هاى صاف ، تعداد كمى ستاره قابل رؤيت مى باشد. اما در شب هاى روستا صور فلكى به راحتى تشخيص داده مى شوند. درحقيقت ون گوگ با ايجاد احساس عمق ، عظمت و در عين حال جدال قدرت و حيرت از دامنه بى نهايت را در ريتم هاى فوق العاده اى از رنگ ، در يك شب درخشان غير واقع گرا را توصيف كرده است. هيچ توصيفى با اين قدرت از آسمان شب ، درتاريخ نقاشى وجود ندارد . به دليل كاربرد ژرف نمايى سه نقطه اى ، سطح وسيعى از كادر ،متعلق به آسمان بيكران و قدرت تكان دهنده نور ستارگان است و قسمت پايين كادر به شهر تعلق دارد. شهر در منطقه كوچك زير آسمانِ وسيع با فشردگى نشان داده شده است.

تنها  عنصر  عمود در تصوير رابا نماد كليسا به نمايش درآورده

او خواسته تلاش و پيگيرى انسان براى رسيدن به ستارگان رابا قدردانى انسان ازآفرينش آسمان و تلاش براى رسيدن به

نقطه اوج و نور لايتناهى  مقايسه كند 

 

 

 

ارزیابی آخر :

به نقل از ون گوگ : من و شما یک خصیصه مشترک داریم و آن این است که انگیزه‌های خود را در قلب مردم می‌جوئیم. و یک چیز مشترک دیگر نیز در میان ما هست و آن تمرین کردن از روی نمونه‌های زنده است، از روی واقعیت.

او که می‌خواست ترجمان زندگی مردم ساده باشد، در خطاب به آنها می‌گوید:‌ وظیفه هنر نقاشی آن است که روشنائی وجود شما را در جهان برپا کند.